روح الله عباسى
68
رويكرد الغدير به تحريف ( فارسى )
« اين است تصريح ابن قتيبه در كتاب مزبور ، و نامبرده كسى است كه ابن ابى الحديد بر او اعتماد نموده ، آنجا كه در « شرح نهج البلاغه » « 1 » ( ج 4 ، ص 388 ) ، گويد : ابن قتيبه حديث برص و نفرين امير المؤمنين را بر أنس بن مالك در كتاب « المعارف » در باب برص ، كه اعيان رجال بدان مبتلا بودهاند ، ذكر نموده ، و نامبرده [ - ابن قتيبه ] با وجود آنچه نسبت به انحراف او مشهور است ، اتّهامى داير به محبت و علاقه به على عليه السّلام ندارد . اين سخن كاشف است ، از يقين ابن ابى الحديد به صحت عبارت و برابر بودن نسخههاى كتاب و تطابق آنها بر اين مطلب ، همانطور كه از ساير اشخاصى كه اين كلمه را از كتاب « المعارف » نقل كردهاند نيز همين بهدست مىآيد ؛ ولى در چاپخانههاى مصرى دستهايى كه بايد نسبت به ودايع علماء در كتبشان امين باشند مرتكب خيانت شده و كلماتى كه از ابن قتيبه نيست و در متن كتاب او وجود نداشته بر آن افزودهاند ! و پس از ذكر اين داستان اين جمله را درج كردهاند : أبو محمّد [ - ابن قتيبه ] گويد : « اين داستان اصل و حقيقت ندارد » غافل از اينكه سياق مطالب اصل كتاب اين خيانت را نشان خواهد داد و اين افزايش خائنانه را نمىپذيرد ! زيرا مؤلّف كتاب « المعارف » در مورد هرموضوعى مصاديق و مواردى را ذكر مىكند ، كه در نزد او مسلّم باشد ، و از آغاز تا انجام اين كتاب ديده نشده ، كه موضوعى را عنوان نمايد و مصاديق آن را ذكر كند و سپس آنها را نفى و رد نمايد ، جز موضوع مورد بحث ! چون اوّل كسى را كه مبتلا به برص شده و نام او را مىبرد ، انس بن مالك است ، سپس نام افراد ديگر را مىبرد . بنابراين آيا ممكن است كه مؤلّف در اثبات امرى ، چيزى را كه مصداق آن امر دانسته ، ذكر و بدان تصريح نمايد و سپس آن را انكار كند و بگويد : اين داستان اصل ندارد ؟ اين تحريف كه در كتاب « المعارف » صورت گرفته است ، در اين باب بىسابقه
--> ( 1 ) . شرح نهج البلاغه ، ج 19 ، ص 218 چاپ جديد ؛ الأصل 317 .